الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

68

الغدير ( فارسي )

بر آنچه شنيده اى ميافزايم و ميگويم : احدى از صحابهء رسول خدا نيست كه مناقبى چون مناقب على براى او باشد ، آن جوان همدانى ( برد ) بيتاب و هراسان شد ، عمرو گفت : على مناقب خود را بسبب اقدامى كه دربارهء عثمان نمود تباه و نابود ساخت ! برد گفت : آيا على عليه السّلام امر بكشتن عثمان نمود يا خود اقدام بكشتن او كرد ؟ عمرو گفت : نه ( او نه امر نمود و نه خود او را كشت ) ولى پناه داد ( قاتل او را ) و منع كرد ( از دست يافتن به او ) ، برد گفت : آيا ( با اين وصف ) مردم با او بخلافت بيعت كردند ؟ ! گفت : آرى ، برد گفت : پس چه چيزى تو را از بيعت على عليه السّلام خارج نمود ؟ گفت : متهم دانستن من او را دربارهء قتل عثمان ، برد گفت : تو خود نيز مورد چنين اتّهامى واقع شدى ؟ ! ! عمرو گفت : راست گفتى ، و به همين علَّت به فلسطين رفتم ، پس از اين محاوره و احتجاج جوان نامبرده ( برد ) بسوى قبيله و قوم خود برگشت و به آنها گفت : ما بسوى قومى رفتيم و عليه آن قوم از لفظ خودشان برهان ( و سند محكوميتشان را ) گرفتيم على عليه السّلام بر حق است ، از او پيروى كنيد . - 12 - ( احتجاج عمرو بن عاص بر معاويه بحديث غدير ) خطيب خوارزمى - حنفى - در كتاب « المناقب » ص 124 نامه اى را ذكر نموده كه معاويه به عمرو بن عاص نوشته و ضمن آن نامه او را در جنگ صفين به يارى خود ترغيب نموده ، و سپس نامه اى را از عمرو ذكر كرده كه بمعاويه جواب داده و قريبا در شرح احوال عمرو بن عاص بهر دو نامه اطلاع و وقوف خواهيد يافت ، و از جمله مطالب نامهء عمرو در جواب بمعاويه اين جمله است : و امّا آنچه را كه بابى الحسن ( على عليه السّلام ) برادر و وصى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله داير به ستم نمودن آن جناب و رشك بردن او بر عثمان نسبت دادى و صحابه را فاسق ناميدى و چنين پنداشتى كه او آنها را وادار بكشتن عثمان نمود ، اين مطلب خلاف واقع و پنداشتن آن گمراهى است !